سلامی چو بوی خوش آشنایی بدان مردم دیده روشنایی…

فاطمه نامی است برایم ارزشمند در این دنیای بزرگ ودلِ کوچکم را آرام میکند در این اجتماع آزاد…!در این آشفته بازار لزومی به گفتن فامیلی ام نمی بینم …!
دانشجویی هستم که دوست دارم دانشجو باشم،دانشجویی چند بعدی نه تک بعدی!دانشجویی که خنثی نباشد و رفتارها و عملکردهای اطرافش را ببیند و تحلیلی برایشان داشته باشد.
این دنیای مجازی،دنیای عجیبی است .دوستش دارم،با تمام محدودیت ها پا به این دنیا گذاشتم و صفحه ای در میان چندین صفحه ایجاد کردم،صفحاتی که هر کدام حرفی برای گفتن دارند…ولی من حرف هایی دارم از جنس نگفتن…!حرف هایی که بوی نگفتن میدهند!قلم را بر زمین میگذارم…!دلنوشته ای نمی نویسم…!حرف هایی از جنس نگفتن…!
ازمحافظه کاری و خود سانسوری متنفرم…از مصلحت اندیشی خوشم نمیاد…از این روزها دل خوشی و خاطره ی خوبی ندارم…!متاسفانه یاد هم نگرفتم فراموش کنم…!
اینجا ماوای و جایگاهی است برای حرف هایی که شاید گاهی صرف نظر کردم از گفتنش!یا دلنوشته های تنهایی هایم.
تنهایی های آدمی اوج لحظاتیست که انسان با معبود خود دارد و راحت بودن با خود و افکارش…چه زیباست*
دلفین متالیکا نامی است برایم یادآور خاطراتی،دلفین آن بخاطر شخصیت و رفتارها و عملکردهای دلفین ها که حرف برای گفتن زیاد دارند و اصل قضیه قسمت دوم،متالیکا یا همان گروه معروف موزیک متال است که با این نام خیلی از دوستانم محبت به خرج دادند وبه من خرده گرفتند که «تو دیگر چرا؟! «هرچند که من هم این نام رو نه عقیده ام است و نه آرمان دست نیافتنی بعضی هم سن و سالانم…!بلکه فقط از این جهت این نام را برگزیدم تا کمی نقد هایمان کوچه بازاری و همچون شب نشین های خانگی نباشد و کمی با تحلیل و قابل قبول باشد که فقط یک فرد یا یک گروه را به جرم لامذهب یا لائیک بودنش هر کار اخلاقی یا انسانی اش را از یاد ببریم…کاش کمی یاد بگیریم…ما همه انسانیم و انسانیت را باید فرا بگیریم واجرایش کنیم،انسانیم و محکومیم به عشق ورزیدن…

در بین علامت های اختصاری علامت تعجب(!)را بسیار استفاده خواهم کرد،این علامت خیلی بهتر مفهوم صحبت هایم را نشان میدهد…بعضی اوقات تلنگری است به دیگران،بعضی اوقات تاکیدی است برای دقت بیشتر و بعضی اوقات طعنه ای برای افرادی که خود رو به خواب زده اند…
و در آخِر:
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست!
سبز خواهیم ماند*

2 پاسخ به “من که هستم؟”


  1. کدام فکر هست که باور نکند باورت را و قسم نخورد بر یگانگی شکفتند .
    ای دوست !
    بی شک برای فنجان های داغ حرف هایت ، گلوی تشنه ای خواهم بود .
    همین
    ممنون بابت نگاهتون ، من با تمام محتاج نگاهی هستم که مرا بپوید

  2. محدثه می‌گوید:

    فاطمه جونم یاداین شعرمولاناافتادم ای همرهان کاروان من کیستم من کیستم؟…همواره دراندیشه ام من کیستم من کیستم؟؟!


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.